بایگانی: بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام
ارزوی بنده برای نظام اموزشی این است که،مجموعه ای ازمهد کودک و دبستان ودبیرستان زیر نظر حوزه علمیه ومسجد باشد.البته حوزه پویا وکارامد.
از این مجموعه که عرض کردم در تمام نقاط استان که قابل دسترسی برای همه افراد جامعه باشد به مقدار نیاز ساخته شود.
که هر کدام از این بخشها به بهترین نحو انسان سازی تشکیل بشوند.مثلا برای مهد کاملا بر پایه حدیث معصوم علیه السلام که کودک۷سال بازی کند.البته بازی هایی که به طور کاملا غیر مستقیم به کودک اموزش مفید داده بشود.مربی های مهد از بهترین افراد مومن وخوش اخلاق وبه روز انتخاب شوند.
همینطور برای سطحهای بعدی اصول مورد نیازش رعایت شود

از الان کاری کنیم که بچه ها در سنین بالای ۱۲سال مهارت غلبه بر نفس منفی و خوداتکایی رو داشته باشن

#پویش_آرزوها
آرزو می کنم که تربیت دینی بطور عملی و واقعی و نه ظاهری در اخلاق و رفتار دانش آموزان و معلمان و والدین تجلی پیدا کندو مدرسه مهارتهای واقعی و مورد نیاز دانش آموزان را برای زندگی و کسب و کار آموزش بدهد و آموزشها متناسب با نیاز زندگی روز دانش آموز باشد

آرزوی من برای پنچ سال آینده کشورم در ابتدا این است که؛ هیچ سند و کنوانسیون غربی و بین المللی را مورد استفاده قرار ندهند.
روز اول که کودکان سرزمینم به کلاس اول رفتند، به آن ها بگویند: به کلاس زندگی خوش آمدید. و مهارت های زندگی، مهارت اخلاق فردی و اجتماعی را آموزش ببینند.
حال که فردا شد و به مقطع متوسطه ی اول رفتند، به آن ها بگویند برگ جدیدی در زندگی شما ورق خورده است پس لازم که اخلاق جنسی را فرا بگیرید.
به مقطع متوسطه دوم که رفتند، بگویند، فصل جدیدی از زندگی شما آغاز گردیده است لازم که مهارت های زندگی زناشویی را فرا بگیرید تا بتوانید همسرانی آرامشگر و پدر و مادرانی مسئول باشید.
در کنار این آموزش ها، مهارت کسب و کار، دانش سیاسی و مطالبات درست اجتماعی را آموزش دهیم.
با این آموزش ها بار دیگر نظریات غلط روانشناسی رشد غربی را با چالش عمیقی مواجه کنیم که جوانان ایرانی در سن ۱۸ سالگی جوانانی مسئول هستند، نه نوجوانانی عروسک باز.
برگردیم سنت ۴۰ سال قبل را احیا کنیم، که جوان ۱۸ ساله فرمانده و رزمنده ی شجاع بود.
#تحول_نظریه_رشد
#غرب_نه
#احیا_سنتها
#تمدن_ایرانی_اسلامی

حوزه روش های پروژه محور

#پویش_آرزوها
بسم الله الرحمن الرحیم
آرزو زیاد است اما یک آرزوی پنج ساله می کنم:
امیدوارم نحوه ی “جذب” و “آموزش” معلمان به گونه ای شود که انسان های “علاقه مند” و “توانمند”، نیروهای رسمی آموزش و پرورش شوند، نه جویندگان زندگی بی خطر!

ـــکم نیستند افراد دغدغه مند و توانمندی که حاضرند با معیشت فعلی معلمی بسازند ولی نقش موثری داشته باشند که متاسفانه به دلایل مختلف راه ورود رسمی به آموزش و پرورش را نیافته اندــــ

#پویش_آرزوها
آرو می‌کنم فارغ‌التحصیلان نظام آموزشی مستقل از کشور و جامعه تربیت نشوند و احساس تعلق کنند و فقط کاربر نباشند.

اگر مدرسه از نظر مالی بتونه مستقل بشه اولا در مدرسه یکسری شغل ها قطعا ایجاد میشه که خودش میتونه کمک خرجی برای دانش آموزان بی بضاعت باشه…ثانیا مدیر مدرسه میتونی بخشی از درآمد مدرسه رو اختصاص بده به معلم های فعال که خودش باعث انگیزه بیشتر معلمین و همچنین حل شدن بخشی از مشکلات مالی آنها بشه…ثالثا خود این فرایند بستر بزرگی فراهم میکنه برای تربیت٬ آموزش و تجربه برای دانش آموزان… رابعا مدرسه و برنامه هاش بخاطر توجه یا عدم توجه یک مسول دچار نوسان و چالش نخواهد شد… و هزاران فایده دیگر که مجال نیس. البته میتونه آسیب هایی هم قطعا داشته باشد که باید کنترل بشه….